
فکر میکنم تو هم با من یک عقیده باشی که کلن خوشی به ما حرومه ، ها ؟ یعنی تو فکرش را بکن اگر از سر صبح اتفاقی برایت نیافتاده باشد و همه چیز خوب پیش برود شک نکن اصلن ، که قرار است شب از دماغت بیرون بریزد .. تو هم مثل من از آن جماعتی هستی که اگر یکروز برود شهر بازی ( مثلن سرزمین عجایب )حال کند اساسی صبح که بشود میترسد تبدیل به الاغ شده باشد ؟ آره میدانم تو هم مثل من خوشی بهت حرام است ..
حالا بیا یک کاری بکن که من کردم و جواب داد . بیا برای خودمان یک مشکل درست کنیم . بیا زندگی را دور بزنیم و حالش را بگیریم خب ؟ بیا با یک مشکل کوچکتر یک مشکل بزرگتر را از راه برداریم و شوتش کنیم دور . اگر باور داشته باشی که کلن باید بعد از هر چیز خوبی مشکلی پیش بیاید چرا خودت یک مشکلی درست نکنی که دیگر زندگی دست از سر کچلت بردارد ، ها ؟ مثال میخواهی از من ؟ مثلن من میدانم اگر بروم یکبار دیگر اصفهان و حال کنم چون تجربه اش را دارم و میدانم آخرش حالم را بهم میزنند برخی تماشگر نماها خودم میروم به استقبالش و یکنفر را که ازش کمتر بدم می آید دعوت میکنم به سفر و خودم را بیمه میکنم . اینطوری بهتر نیست خدایی ؟ بیا مثل آن یارو که شب هنگام دستش را میبرد و رویش نمک میپاشد وقت رانندگی باشیم خب ؟ اینطوری نمی رویم ته دره بر اثر خواب آلودگی .. حالا بیا این سرونشت مزخرف را دور بزنیم و به ریشش بخنیدم تا بعدن ببینیم دوباره چه نقشه دارد برایمان .