تبليغاتX
کاریکاتوریست درک نشده
یکشنبه 24 آبان1388
این عطر که می کنی پخشت ..

دلم بوی پاساژ می خواهد . پاساژ بوی خوبی دارد ..

 الان که این را گفتم دیدم دلم بوی پاساژ زیست خاور مشهد را می خواهد . همان غروبهای پائیز  که هوا بوی چغندر میداد ، آنجا بوی دیگری داشت . از هنرستان بهشتی تعطیل می شدیم و پاتوقمان  آنجا بود و گاهی اغذیه آفریقا که ساندویچ ارزان می فروخت و سوپ جو اش بد مزه اما نوستالوژیک بود  . دلم بوی طبقه منهای سه زیست خاور می خواهد و مغازه پوستر فروشی و شعر سهراب  و نوار خسرو شکیبایی و غربتی که سرد بود و پرسه در خاک غریبی که بی انتها  بود اصلن ..

دلم بوی پاساژ مهستان کرج را می خواهد و طبقه بعلاوه سومش را که آب پرتقال بخوریم و  بترکانیم مثانه مان را ! و در به در دنبال توالت بگردیم و یافت نکنیم و بخنیدم به آسانسوری که خراب است کلن و پله برقی که فقط بالا میرود و مابقی خاموش است و جیشمان بریزد ..

دلم بوی راز آلود پاساژ می خواهد اساسی

+ .:ALI TAJADOD:.