
برادر ;
پشت این درهای بسته وقتی صدای پچ پچ دو یا چند زن را می شنوی بدان قرار است خانه کسی خراب شود ، دودمان یکی برباد رود ، آبروی کسی بریزد . از این سبزی پاک کردنهای دسته جمعی بترس . نمیدانی وقتی شفید و گشنیز و شمبلیله را از ساقه جدا میکنند چه زوجهایی را از هم جدا میکنند ، چه زنانی را از شوهرانشان متنفر می سازند . چه وصلتهایی را به طلاق می رسانند .
برادر
از این مراسم آشپزی هراسان باش . چه روزگاران شادی که در این دیگها سوزانده اند . خدا میداند وقتی حبوبات را در دیگ سرازیر میکنند چه نقشه هایی که برای نابودی زندگی زری و پری و سی سی و فی فی میکشند . چه دختران چشم وگوش بسته ای را در خانه بخت بدبخت کرده اند .
بترس ، فراری باش ، آدم که آدم بود حریفشان نشد . من وتو که آدم نیستیم !