تبليغاتX
کاریکاتوریست درک نشده
چهارشنبه 25 شهریور1388
آیا مادیسکو دانسه ...

گاهی اوقات شده است بروی گنجه قدیمی را باز کنی دفتری چیزی از خودت بیابی و نوشته اش را هم گاهی ؟ بعدن فکر کنی چه آدمی بودی پیشترک و اصلن اینرا خودت نبشتی یا فامیلت ؟ چرا آن موقع اینطور فکر میکردی و بیسار و اینا ؟

اثاث کشی که کردیم زیر تخت کیفی پیدا کردم پر از طراحی سالهای نه چندان دور کارتونهایی نیمه کاره . آثاری ناقص الخلقه که داشتند نفرینم میکردند از خلقتشان  تند تند . اینی که میبینی را وقتی دیدم اش همه چیزش برایم بیگانه بود . طراحی اش . سوژه اش ، رنگش حتی آن چسب که زده بودم دور کادر تا وقتی رنگ آمیزی تمام شد بکنمش و کادری تر و تمیز داشته باشم و اصلن یادم رفته بود این ترفند را ! فکر کردم این کار من نیست و از کسی گرفتمش . اگر کامل بود این فکر را میکردم اما ناقص بود . حالا من چه فکر میکردم آن روزگار دور که بیماری کشیدم میرود پیش طبیب و اوشان چسب زخم را میکند و مخ یارو با تمامی محتویات دیگر صورتش میریزد کف درمونگاه ؟ چه خورده بود م ؟ چی دیده بود ؟ چه کسی ، چه چیزی به من گفته بود ؟


پ.ن : عازم پایتخت کشورهای اسلامی هستم 

پ.ن2 : تیتر را که دارید ؟ یادتان هست ؟

+ .:ALI TAJADOD:.
چهارشنبه 11 شهریور1388
باد وزید و همه اسرار عیان شد

رسانه ملی را دوست دارم اینروزها آدم را سبک میکند بس که فحش حواله اش میکنیم . کاربردش شده است مثل ممد گلزار که فحشش میدادیم از لحاظ حسادت دور هم که بودیم ..

هنوز بغض دارم از خرداد تا حالا . دو تا آهنگ هم دارم یکی تصویری و یکی از همین هیپ هاپ که راجع به کشتار مردم است و هر چند روز یکبار استعمالشان میکنم . خوب است ، مثل نمک روی زخم است و خشم و تنفر را زنده نگه میدارد .

 آدمی هستم که نمیتوانم حرفم را درست درمان به کسی بگویم . هزار تا فکر میکنم که چطوری بگویم که ناراحت نشود یا چطور کلمات را ردیف کنم تا زهرش گرفته بشود . مثلن اگر طلبی چیزی دارم به یارو باید بگویم آقا التماس دعا داریم و او میخندد وبعدن کارم راحت میشود و ادامه میدهم : به جان خودم وضع خیلی خراب است و هزار تا بامبول دیگر برای اینکه دلش به حالم بسوزد .و وقتی پولم را پس میدهد انگار دارم از کمیته امداد وام میگیرم تمامی رفتگان و ماندگانش را به ائمه میسپارم و عقب عقبکی از محل کارش یا هر جای دیگرش خارج میشوم . پشتم را نمیکنم طرفش بد است ناراحت میشود . چه میدانم شاید هم بیشرف باشد و خوشحال بشود.

عصبانی که میشوم از یک چیزی دیگر از این خبرها نیست هرچه که باید و نباید می گویم .یکنفر اگر کنارم نباشد و یواشکی در گوشم نگوید تو حرص نخور اینا همشون گلابی اند افسار میدرم . عملیات انتحاری میکنم .خودم و اوشان را شهید میکنم . به توالت هم رحم نمیکنم .هیچ ترحمی در کار نیست. گاهی اوقات تلفن را برمیدارم و زنگ میزنم به همانی که در سطور بالا گفته ام و دیگران . از اکنونم کمال استفاده را میبرم . نمی گذارم این حال عصب بپرد . حال میدهد . رک میشوم . بی ادب میشوم . طرف راسوسک میکنم . پولم را می آید میدهد خودش . پیک موتور میدهد . میدهد کلن . حال اگر دیدی من یکروز با تو  دارم رک و پوستکنده حرف میزنم نیک بدان از حماسه گیس وگیس کشی برگشته ام . و بازنده برگشته ام .
+ .:ALI TAJADOD:.
سه شنبه 3 شهریور1388
تمام ایده ها و آرزو ز یاد رفت

بیا بنشینیم با هم یکبار از چیزهایی بگوییم که هرگز زاده نشده اند و اگر شده اند ، باید ببریشان یک پستویی چیزی در خانه ات پیدا کنی کنار خدایت نهان بکنی . یکروز بنشینیم بخوابیم بایستیم و شکایت بکنیم از اینکه چه چیزهایی میتوانستی بیاوری به این دنیا که جایشان جای دیگر دنیا امن تر بود اما اینجا باید " کا...دم " بکشی روی افکارت تا بیرون نریزند نابهنگام روی کاغذ

مرا باید ببخشی آقای پیرمرد و خانم پیر زن که شمارا به جایی دعوت کردم که خودم اضافی ام

+ .:ALI TAJADOD:.