تبليغاتX
کاریکاتوریست درک نشده
یکشنبه 27 بهمن1387
همراه شو عزیز

می دانم این پست برای خیلی وقت پیش است ولی من تازه خواندمش.
تمام خاطراتم زنده شد.
من حس این خانم را درک می کنم.باتمام وجود زجرش را میفهمم.الان که اینهارا می دیدم صدای فریادهایش توی گوشم بود.
چون خودم قربانی یکی از این جلاد ها بودم.کاش گریه نوشتنی بود!
چشمانم تار می بیند دستم می لرزد.
تو باشیو یک صورت کریه منظر...
گریه های ملتمسانه
فریاد
گریه هایی که یک لحظه هم بند نمی آیند
باز هم التماس و التماس...
خودم قلبش را دیدم از سنگ بود.
فریاد فغان بیداد...
کسی نیست که به استمدادهای تو پاسخ دهد
انگار تمام شهر مرده اند...
تو باشیو چشمانی که شعله های شهوتش زبانه می کشند و هر لحظه تن ظریف تو را بیشتر و بیشتر می سوزاند.
دستهای زشت و الوده وقتی روی صورتت می لغزد انگار پوستت را می کند.
نفسهایی که بوی خون می دهد.
قطره های عرق اسیدی اش تنت را سوراخ می کند صدایش را می شنیدم.
تو زیر اندام کثیفش حتی نمی توانی نفس بکشی.
بزرگترین آرزویت مرگ است. تنها راه خلاصی تو از دست این سلاخ.
خدا را می خوانی ولی گویی خدا هم خواب است.
احساس می کنی این شکنجه ها تمامی ندارند.
یک لحظه هم امان نمی دهد دقیقا مثل بختک به تو چسبیده و بدنت را می فشرد.
در این بالا پایین شدنها داری جان می دهی وزن تو نصف او هم نیست.
آن صدای نکره ی هوس آلود هر لحظه بلندتر می شود و با آخرین نعره ها عصاره ی چرکین وجودش بیرون می جهد.
به کدامین گناه؟؟؟؟
کابوسها عادت شدند.
برای که می توانی بگویی؟؟؟؟؟
سالها طول می کشد تا خودت را باز یابی!!!
ده سال از آن ماجرا می گذرد و امشب همه چیز را دوباره دیدم.

*

بعدن من با خودم فکر میکردم . خب که چی ؟ تنی به تنی میخورد دیگر . چندش است ؟ اما وقتی لمس کردم که چه میگویی حالم بد شد . بدم آمد از خودم که مرد هستم . از خروس بدم آمد که مرغ را به زور آبستن حوادث میکند . میدانی ای عزیز ، من هر روز صبح با همین کابوس از خواب میپرم ؟ باورت می شود ؟ فکر کن ! هنوز وقتی در خیابان یاد بختکم می افتم سرم را دو دستی میگیرم ؟ موهای شقیقه ام را می کشم تا سردرد فراموش شود .  کاش شهامت شلیک داشتم ...

هوا گرم بود . لابد عرق هم کرده بود حیوان . عرقش روی تن معصومش ریخت . من نبودم . هیچکس نبود . همه خواب بودند . شرمش می شد به من بگوید بختکها را که کشیدم و تمام شد سه ماه بعد به من گفت آن یارو تنها نبود ...می فهمی ؟ تنها نبود . سه نفر بودند و یکی از آن سه نفر زن بود . متوجه ای ؟ یکی شان ماده گرگ بود .

 

+ .:ALI TAJADOD:.
دوشنبه 21 بهمن1387
روزی که شاه رفت جمهوری یکطرفه شد

خب سعی کردم اینها را نگویم یک وقت خدای ناکرده ریا نشود حالا می گویم ریا اگر شد چاره چیست، هوم؟ چطور بگویم ؟ یعنی واقعن این حقیقت را که سالهاست در قلبم است با تو بازگو کنم ؟ باشد قبول

راستش ما هم در این انقلاب مردمی سال ۵۷ سهمی داریم اما جایی نگفتیم. این ما که میگویم خانواده ام را عرض میکنم و الا آن زمان که بنده یکجایی حوالی باغ عدن با حوریان و پریان منچ و مارپله بازی میکردم ( چه توقعی دارید از طفل ما قبل شیرخواره ای که من بودم ؟ هان ؟) باری ، از اصل کلام دور نشویم که وقت ضیق ( زیغ ، ضیغ ) است و بنده مسافر *

آقاجانم تعریف میکرد ( و میکند در این مناسبتهای یوم الله و الخ ) که در گیرو دار انقلاب و تظاهرات برای اینکه از انقلابیون عقب نماند به خیابان رفته و دختر بازی میکرده ! که دیده گروهی از جوانان خودجوش به میکده ای( که حالا ساندویچی شده . از این ساندویچها سوسیس ارزان .آخی یادته ؟) یورش بردند و شیشه های مشروب را می شکستند و برای هر کدام صلواتی هم خرج میکردند و صاحب ارمنی آنجا هم با انقلابیون جبرن همکاری میکرده . آقاجان با خود گفته چه جایی بهتر از آنجا و انقلاب را از آنجا به نوبه خود آغاز نمود . شیشه های اورجینال را یکی پس از دیگری به زمین می کوبید و خورد میکرد و هوار میزد که بشکنید اینها را ...حرام است ... بشکنید ... نجسی است ... حرام است ....

که برادری از راه میرسد و میگوید : برادر ...آنهایی را هم که در جیبت  گذاشتی حرام است !

 ۲ - آقاجان در بیرون از میکده توسط گاز اشک آور نامرد از هوش می... ( سلام آقا رضای براهنی ) چشم که می گشاید خواهری را در حال تنفس مصنوعی بالای سرش میبیند . در ابتدای امر گمان میبرد شهید شده و یک حوری همانجا دم دروازه بهشت خفت اش کرده و نمی خواهد این آمیتا باچان زمانه را با دیگر حوریان و همکاران خویش قسمت کند ، برای همین چشمانش را دوباره میبندد  و زمانی دوباره به این کره خاکی هبوط میکند  که خواهر با لگدی که به کپل اش زده دور میشود و ناسزا میگوید از لحاظ فحش ناموسی .

۳- آقاجان میگفتند اوایل انقلاب دوربین عکاسی حکم ژ۳ را داشت برای انقلابیون (!)و اگر در عکسی کنار مسئولی بودی فردایش ( گاس پس فردایش ) جنازه ات را توی بیابانی جنگلی یا جوخ آبی پیدا میکردند . ترور میکردند . مروت نداشتند 

ما که بچه بودیم یکبار یک ارگانی، جایی عکسهای انقلاب را نمایشگاه کرده بود و یک عکسی هم بود از استاندار گیلان که انصاری بود فکر میکنم که ترور شد ( دیدی حالا ). آقاجان که عکس را دید با شادی فریاد زد و ما بچه ها و مادرمان را که در جای جای نمایشگاه ولو بودیم یک جا جمع آوری کرد و با ذوق یک گوشه عکس را نشانمان داد و با غرور و بغض فرمود : این منم !  و ما چیزی نیافتیم و او بیشتر توضیح داد که از ترس دوربین عکاسی رفته سرش را در جوب خالی آب فرو کرده و باقی بدنش را همانطور در هوا رها کرده است به امان حق تعالی !

روزهای بعد دوستانم را از مسیر مدرسه تا خانه با فریب میکشاندم به نمایشگاهِ دست آورد های انقلاب  و به آن عضو شریف پدر افتخار میکردم و پزش را میدادم .و در چهره شان میدیم اندیشه کنان غرق این پندارند  که چرا ماحتت پدرشان عکس نداشت( سلام جناب حمید مصدق . چاکریم )

* مسافر پایتخت هستم برای دیدن بچه هایم ( مثل این کارگردانهای لوس حرف زدم ، دقت کردی ؟) خانه هنرمندان که در خیابان کریم خان، خیابان ایرانشهر است . برویم ببینیم رقیبانمان کی هستند . شما هم بروید ببینید . شاید مرا هم دیدید و فیض عظیمی نصیبتان شد خدا چه میداند . غروب سه شنبه (۲۲ بهمن ) اگر تعطیل نباشد میروم آنجا و اگر بود فردایش. بای

+ .:ALI TAJADOD:.
پنجشنبه 17 بهمن1387
در این خواب بدِ بد ، من و تو خوب ِ خوبیم

کلیک کنید

+ .:ALI TAJADOD:.
یکشنبه 13 بهمن1387
یه سایه شبیه من

معجزه خاموش داریوش را گوش کردی؟ کیف کردی ؟ ( سلام علیبی ) ... این مرد تمامی ندارد . نمی دانم هنوز از خودش خوشم می آید یا آن همه خاطره ای که برایم ساخته . نمیدانم از کارهای جدیدش واقعن لذت میبرم یا به خاطر آن همه روزهایی که با او نفس کشیدم عاشق شدم و گریه کردم و باز عاشق شدم . ترانه  "راهی " را که گوش میدادم یکنفر دوست قدیمی کنارم بود .  cd را خودش برایم آورده بود .  بغضم گرفت ... نفمید چرا...

 نفس اگر امان نداد  روی خوشی نشان نداد

 رفت و دوباره برنگشت مرا دوباره جان نداد

 دست و زبان من تو باش نامه رسان من تو باش

 حافظه تبار من  نام و نشان من تو باش ...

نفهمیدی چرا ؟ گوش کن

 تو جان من باشو بگو

 زبان من باشو بگو

 بر سر گلدسته عشق

 اذان من باش و بگو

اشک که آمد توی چشم و نگذاشتم بریزد گفتم : برای بچه اش خوانده ... بچه نداری . بغلش که کردی میفهمی چه میگویم . زیر گردنش که نفس کشیدی میفهمی چه میگویم . هنوز شروع نشدی تمام که شدی میفهمی .وقتی آرزوهایت دیگر تمام شد میفهمی

 از ما نیستی اگر این ترانه را گوش ندهی  ( بازهم سلام به همان آقای بالایی)

+ .:ALI TAJADOD:.
پنجشنبه 10 بهمن1387
من از تو بی خبرم تو از همه دنیا

اینجانب کاریکاتوریست درک نشده سابق و به فنا رفته فعلی از همین تریبون باید به تمامی هوادران و دشمنانم و الخ اعلام بدارم همه چیز را اساسن زیرش میزنم و بل کل تکذیب میکنم . چه چیز را ؟ عرض میکنم خدمتتان

 چند روز پیش با لباس مبدل به کنتور وبلاگم سر زده سر زدم تا آمار بگیرم کی آمد و مراد وی چه بود از آمدنش . چشممان به پرچم کشوری افتاد که کاش کور مادر زاد دنیا آمده بودم و نمی افتاد. باری ، آن اوایلش اندیشیدم شاید این نوارهای بالا و پائین آبی و وسط سفید پرچم آرژانتین عزیز است و یک نفر از همشهریان و اقوام مارادونای کبیر (که دست خدا پشت و پناهش باشد تا انقضای عالم )به ما سرزده است اما زهی خیال خام و باطل و عاطل که چه می گویی با خودت ابله ، کشور مورد نظر رژیمی است که از پنجاه 60 سال پیش گوشی را بد گذاشته و کشوری دیگر را اشغال کرده است.

  ای بی همه چیزِ  ، ای هیچی ندار ِ نالوتی ! تو چه فکر کرده ای آمده ای به کلبه تنهایی من هان ؟ من آمدم به شما گفتم  - نعوذو بلا - عجب کشور خوبی داری به وبلاگ من هم سر بزن ؟ هان ؟ من لال بمیرم اگر چونان چیزی را گفته باشم .اصلن تو رفتی نوار غزه را  هک کردی می خواهی چه کنی ؟ مرا هک کنی ؟ کور خوانده ای .

آقایان و صاحبان اندیشه و قدرت و هر کسی که می خواهد به این بنده درک نشده حقیر ناچیز گیر الکی و تذکری فرای قانون اساسی بدهد . راستش از اولش هر چه که بود تقصیر این  وبگذر بود که پرچم اینها را چپاند توی پرچمدونی اش و بگذار آنقدر بگذارد تا پرچمدونی اش بترکد .

سروران و قربانان گرام بنده ، خواهشن زود قضاوت نکنید .شاید آن نامبردهء پچمدار از برادران ارزشی و استشهدای حماس عزیزمان باشد و از یاران این آقایی که رئیس دفتر  سیاسی اش است . (همان که شبیه به جرج کلونی است و هرچه فشار به این مغز الکنم می آورم اسمش یادم نمی آید) که در کشور نامبرده دنبال چند نفری میگشته تا عملیات  انتحاری ، ببخشید عذر می خواهم ، شهادت طلبانه اش را به منصه ظهور برساند و با کشته شدنش چند نفر را زخمی کند .در طول مسیر دنبال مکانی برای اجرای طرحش میگشته  دیده چه جایی بهتر از کافی نت در آن بلاد کلهم کفر و فسخ و فجور و فساد . (کافی نت که فی النفسه از مصادیق بارز فساد فحشاست ولو در پایتخت دوول اسلامی)   از این رو در اثر اشتباه سری هم به وبلاگ من زده و کیفور شده و نفمیده چطور اوضاع از دستش در رفته و ضامن را کشیده و خودش را از میانبر به فردوس برین و مابقی را بین راه به طبقه تحتانی دوزخ و گاس فوقانی بیمارستان رسانیده !

خواهشن نیمه خالی لیوان را رها کرده و به کمر به پائینش نیم نگاهی بیاندازید. باشد که رسم بشود هر کس قبل از اینکه شربت نوشین شهادتش را هرت بکشد به وبلاگ منم سری بزند و آمار مرا بالا ببرد از لحاظ شریعت و ایدوئولوژی .

پ.ن بی ربط : نمردیم و گوله هم خوردیم

+ .:ALI TAJADOD:.
سه شنبه 8 بهمن1387
چه برده و چه باخته از این قمار خسته ام
کمی مرا دلداری میدهی ؟

پ.ن: از لحاظ کاریکاتور

+ .:ALI TAJADOD:.
پنجشنبه 3 بهمن1387
FREEDOM IS NOT FREE

کلیک کنید

+ .:ALI TAJADOD:.
سه شنبه 1 بهمن1387
F....N....F

+ .:ALI TAJADOD:.