تبليغاتX
acts of an unknown caricaturist
سه شنبه 28 اسفند1386
مستقیم ؟

لطفا برداشت خودتان را از این تصویر برایمان در کامنت دونی درج فرمائید 

 *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

روزهای خوبی داشته باشید . پر از سلامتی ، پر از عشق و پر از پول ...

+ Ali Tajadod
یکشنبه 26 اسفند1386
سرزمین عجایب
به نظر شما این خانم درس و مشق ندارد ؟

پ.ن : قدرت خدا ... !

+ Ali Tajadod
چهارشنبه 22 اسفند1386
باز ، بازی

به دعوت ایشان

بر هیچکس پوشیده نیست که بنده انسانی فیلم باز هستم و دوستر داشتم این بازی انتخاب فیلم بود تا کتاب نیمه خوانده یا یک همچون چیزی . کتاب را هم شمائی که شما باشید این روزها همه را نیمه خوانده رها میکنم میروم رد کارم . اگر در همان شب اول کتاب را خواندم که هیچ و الا دیگر اصلا خود کتاب را هم پیدا نمیکنم ویادم میرود کجا گذاشتمش  چه برسد به اینکه تا کجا خوانده بودم. همین اواخر بود داشتم کتاب مزرعه حیوانات را که نیم قرن در کتابخانه دخترم (!) خاک میخورد برایش میخواندم تا خوابش ببرد .  وقتی خوابید خودم بقیه اش را تنهایی خواندم و در فکر این بودم که چرا تا به حال این کتاب را که دو هزار نفر برایم نسخه اش را پیچیده بودند ، نخوانده بودم و ازش غافل بودم تا خوابم برد و همه حیوانات را به حال خودشان وا گذاشتم تا بچرند و از مزرعه ای که فتح کرده بودند سر مست باشند .تا همانجایی که خواندم به نظرم کار احمقانه ای آمد آن شورش بی دلیل . حال اگر کسی از شما میداند آخرش چه میشود به من هم بگوید تا ببینم ارزش تمام کردن دارد یا خیر.

کتاب دیگر" تهوع" بود . اسمش تهوع بود ! از ژان پل سارتر که تنها چیزی که ازش یادم می آید مربوط به قسمتی بود که خانومی از آقایی میپرسد اجازه دارد جوراب همانطوری پایش باشد !

کتابی هم دوستی برایم فرستاده بود به نام " چراغها را من خاموش میکنم " شاید هم من روشن میکنم ! نمی دانم . البته دوست دارم اسمش همان اولی باشد . که باز هم با اینکه آن دوست اصرار کرد که تا آخرش را بخوانم باز هم نشد که بخوانم و شرمنده نویسنده اش هستم که خودش را منتر آدمهای بی ذوقی همچون من کرده.

" ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد " را به مرگ تدریجی دچار کردم و نیمه جان رهایش کردم.

" کتاب مقدس " عهد عتیق اش را درست ودرمان نخوانده ام و بیشتر به عهد جدید رسیدم قسمتهایی که خود مسیح هست بیشتر فاز میدهد .

و خیلی کتابهای دیگر هم هست که چون من همیشه بدون فکر کردن اینجا مطلب مینویسم  الان حضور ذهن ندارم . اما در عوض اش بعضی کتابها را چند بار خوانده ام مثل "تانگوی تک نفره "که زندگی نامه آنتونیو کوئین ( بازیگر) است و جدای اینکه بیوگرافی است یه رمان بی بدیل هم هست که کوئین با کمک "دانیل پسنر " نگاشته و چیز خفنی از آب در آمده و دیگری " جسدهای شیشه ای " نوشته مسعود کیمیایی است که نه تنها یکی دوبار کتاب را خواندم تا چند وقت هم با خود میبردم و می آوردم و گاهی لایش را باز میکردم تا ببینم حال " طلعت " و " طاووس " و " کاوه " و " آقای سروش "  چطور است و " علی خان وقار سلطانی ِ " عاشق ، سر به کدام بیابان گذاشته ...یادش بخیر.

ایشان هم بنده را به بازی عجیبی به اسم " بغل بازی "(!) دعوت کرده که خداییش من نمیدانم ملت چی فکر میکنند ! شما فکر نمیکنید  یکدفعه " یکنفر آدم" پایش به اینترنت باز بشود و ببیند من دارم اینجا بغل بازی میکنم و ماچ وبوسه راه انداخته ام ؟ هان ؟ خدایی به این جریان نمی اندیشید ؟! می خواهید همین چند ساعتی را هم که در خانه دمی ، می آسایم را از کف بدهم و بروم کارتن خواب بشوم معتاد بشوم و سنتور بزنم برای هر کس وناکس ؟ هان ؟ آغوش بنده واز ِ واز است و می توانید بیائید داخل ( صد البته آقایان فقط ) و هنوز برای عموم باز گشائی نکرده ام !

جان مادرتان بیائید یک روز جمع بشویم و با هم بالا بلندی دختر هندی بازی کنیم ! و بی خیال این بازی های مجازی بشویم .

از حق نگذریم بغل کردن حال میدهد ، فاز میدهد و خیلی چیزهای دیگر ، اما به شرط ها و شروط ها !! ( امیدوارم از جنس مزخرف ذکور باشی !! و الا این سطور آخر پرونده ام را باطل میکند ، اساسی ! )

 

پ.ن : j.o.z.e.p    گل هم یه بازی قشنگ دعوتم کرده که در پست بعدی به آن هم میرسم و دیگر این بازی مازی ها را تمام میکنیم و میچسبیم به کار وزندگی !

والا به خدا !

پ.ن ۲ : اگر اینها خواستند و مثل بنده مشکلاتی نداشتند در این بازی دوم شرکت کنند :

بیتا    زن قدبلند    dancer   برنادت  اسپایدرمرد  و همان Jozeph

+ Ali Tajadod
دوشنبه 13 اسفند1386
ترانه بس ترانه بس ...حرفای عاشقانه بس
مدوسا دعوت نمود بنده را برای بازی " ترانه بازی " . شرایط اش را هم بلد نیستم اما ترانه های مورد علاقه من این چندتا هستند و شاید هم چند تای دیگر که الان یادم نیست :

۱ ترانه زیبای کار و اندیشه

آهنگساز : ؟ خواننده : اندیشه و کار

" ما کارو اندیشه با هم هستیم همیشه

میدونیم تنهایی هیچی درست نمیشه "

۲- هوشیار وبیدار

آهنگساز : ؟ خواننده : علیرضا خمسه و یک نفر سیبیلو ( که خیلی حال عصب داشت !)

"متن ترانه : ؟"

۳- خونه مادر بزرگه

آهنگساز : ؟ خواننده : مخمل و مادر بزرگه

" کنار خونه ما همیشه سبزه زاره

دشت هاش پر از بوی گل  ، اینجا همش بهاره "

۴- زهره و زهرا

آهنگساز : ؟ خواننده : گروه کر صدا وسیمای جمهوری اسلامی !

" متن ترانه : ؟"

۵- هادی و هدی

آهنگساز : لابراتوار صدا وسیما (!) خواننده : گروه کر همان سازمان    تک خوان : آق بابا

" متن ترانه : ..................................راستی منم آق بابام ...................................

همین

اینها را به این بازی دعوت میکنم :

زن قد بلند      بیتا        بلفی        اسپایدر مرد        

+ Ali Tajadod
چهارشنبه 8 اسفند1386
اینو میگن جدال نابرابر

خودش را که هرگز ندیده بودم ، قبلترها اسمش را شنیده بودم که آن هم از حافظه ام پریده بود ...

نمیدانم چه مرگم شده بود که توی تاکسی ، که یکی دست در دماغش میکرد و یکی سیگاری پک میزد و دیگری حواس اش به لنگ وپاچه زنی در پیاده رو بود ، بغضم ترکید وبرایش گریه کردم ...

یقه پالتوام را بالازدم تا این اشکهای لعنتی ِ بی بهانه را هیچکس نبیند ، و هیچ کس نفهمد که من چرا بی صدا برای این ندیدهء نمیدانم نامش چیست ، گریه میکنم ...کدام احمقی گفت مرد نبایست گریه کند ؟ من از تمامی شش دانگ مردانگی ام گذشته بودم وبرای کسی زار میزدم که پیشترک آرزوی نبودنش را میکردم.

بلا روزگاریست عاشقیت . لامصب خطرناک است ، هزینه دارد ، تاوان دارد و بنا نیست هزینه اش را فقط تو بپردازی . همیشه شعبون یکبار هم رمضون . و حالا من وسط این شهر و داخل یک قوطی فلزی نارنجی برای رمضون گریه میکردم ...

عشق بدون رقیب که عشق نیست ، هیجان ندارد ، تب کردن ندارد ، غصه خوردن ندارد و تنهایی زیر آواز زدن ندارد . همه چیز هلو برو تو گلو می شود ، همه چیز آب خوردن می شود ، عشق بدون رقیب ، دربی پایتخت بین استقلال و راه آهن است ، پرسپولیس ندارد...

به احترام مرگ یک عاشق کلاه از سر بر میدارم ، برای خاطرش گلی سرخ روی سنگ ِ سرد و سیاهش می گذارم ، بدن متلاشی شده اش را خوب میپوشانم تا سرما نخورد... کرمها نخورند ...

خوش دارم یقیه جنازه اش را بگیرم و توی صورت سرد و بی روح اش فریاد بزنم : لامصب بی دین ، تو که هفت تیرت خالی بود چرا در این دوئل شرکت کردی ؟

 

+ Ali Tajadod
چهارشنبه 1 اسفند1386
مردی که سنگ قبر خودش بود


 
پ. ن : پر واضح است که زمان کشیدن این کاریکاتور کامپیوتر هنوز توسط بنده کشف نشده بود
+ Ali Tajadod