تبليغاتX
acts of an unknown caricaturist
سه شنبه 29 آبان1386
بد شانسی !

کلیک کن

پ.ن : کاریکاتوری که  " دوسالانه " لایق اش ندانست !

+ Ali Tajadod
یکشنبه 20 آبان1386
هفته ای که رفت

1-      ما توانستیم به ماه برویم و روی زمین (!) آن قدم بزنیم ، ما توانستیم  برای هر دردی قرصی ، آمپولی ، مرگی ،  چیزی کشف کنیم ما توانستیم کیک زرد بپزانیم و اورانیوم غنی کنیم ، ما توانستیم ال سی دی ای بسازیم که به نازکی یک تیغ باشد ما مترو ای ساختیم که بدون هیچ استعکاکی در یک تونل و وسط زمین آسمان مسافر کشی میکند ، ما خیلی کارها کردیم که خودمان هم هاج و واج ماندیم درش ، اما هنوز پس از مییلیونها سال  برای حس بویائی  از حس شنوائی وام میگیریم. مثال : بوشو میشنوی ؟

 

2-      خداوندا ، باری تعالی، ترا قسم می دهم بر تمامی مقدساتت ، تو که بخشنده و مهربانی ، به فریاد من گناهکار برس . ای قادر مطلق ، ای که توانایی هر کاری را داری،کاری کن هیچ دمپایی ای در هیچ توالتی در جهان خیس نباشد . آمین

 

3-      باور کن قدیما اینجوری نبود . پیشترکها زمستانها گرم بود ، خیلی هم گرم بود و تابستانها سرد و برفی . قدیمها همه چیز برعکس حالا بود . اما یک پسری بود که این وضعیت را دوست نداشت و همیشه تابستانها غر میزد و از خدا می خواست که هوا گرمتر بشود و در زمستان هم از شدت گرما از خدا طلب سرما میکرد . و خدا جای این دو فصل را عوض کرد . حالا اگه تو تابستون دارید از گرما خفه می شوید یا در زمستان نوک دماغتان میچاد ، بدونید تقصیر اون پسر بود .( اینو یواش نوشتم : خدا قدیما چقدر منو دوس داشت )

 

4-      از دنیای شما سه چیز را دوست دارم : خواب ،  w.c و پلی استیشن 2! ( حضرت درک نشده )

 

5-      راننده تاکسی از داخل آینه مدام به من زل زده بود ، کلافه ام کرده بود من هم که قربان خودم بروم محفوظ به حیاء ، هی خودم را جمع و جور میکردم . راننده را چه میشد ؟(!) انگار در عمرش سفید پوست ندیده بود . سر آخر وقتی کرایه را دادم گفت : آقا شما حسین نیستی ؟  - نه ، حسین نیستم  دوباره گفت : خدا وکیلی نیستی؟ - نع ،اگه میخوای باشم ؟! حالا حسین کیته ؟        = : همکلاسی قدیمیمه ..خودتی حسین ؟ - : آره خودمم رفیق ..حالا که آشنا در اومدیم کرایمو پس نمیدی ؟ ...راننده می خندد ، رعنا هم ( رعنا کی بود این وسط )

 

6-      فلسفه وجود گزارشگر فوتبال را نمی فهمم . ایشان چرا پول مفت میگیرند وچیزهایی را که ما خودمان می بینیم برایمان تعریف می کنند ؟

 

7-      چرا ما آدم نمیشویم ؟ چرا نمی خواهیم بفهمیم که پول چیز بدیست ؟ که پول اخه ، نجسه ( با لهجه معتادی این دو واژه آخری را بخوانید ) صدا وسیما و هنرمندانش این همه خودشان را جر میدهند تا به ما فهمانند که پول چیز کثیفیست و خانمانسوز و هر که بیشتر داشته باشد از درجات انسانی اش کم و به خصایص حیوانی اش فزون میشود . هر که پول داشته باشد زن دوم میگیرد ، پاترول دو در میگیرد ، خانه اش آتش میگیرد ، دخترش معتاد و پسرش تن فروش می شود  ( نگاه کنید هیچ چیزشان به آدمیزاد نمی رود !!) و ما چرا این قدر خنگ و خرفت هستیم ، که از سر صبح تا بوق سگ دنبال این کاغذهای کثیف گربه دو میزنیم . حالا یا ما اشتباه میکنیم یا یار دوازدهم تیم ملی

 

8-      یارو دستشو از پنجره انداخته بود بیرون یکهو یک ماشین از روبروی میزنه دستشو قطع میکنه ..مرده هم میره بیرون دستشو برمیداره از تو آسفالت و الخ  ( بریده ای  از دیالوگ پدر و یک راننده بیابان ) یک لحظه به دستتان دست بزنید . زدید ؟ خوب هیچ اتفاقی مهمی روی نداد . اما کدام یک از شما می توانید دست بریده شده و جدا شده تان را از روی زمین بردارید ؟ همان دستی که چند دقیقه قبل مثل بچه آدم به کتفتان چسبیده بود . من یکی را معاف کنید نمی توانم . دلیلش را هم نمیدانم ، شما میدانید؟

 

9-      یکی دیگر از عجایب در مورد بویایی که باز به شنوایی دخل دارد، زمانی است که در یک جمع بویی پدیدار میگردد و یکنفر از میان جمعیت فریاد میزند : هیسسسسسس....ساکت شین  ببینم بوی چیه !

 

10-   میدانید به چه می اندیشم ؟ به گلابی ! به همان گلابی ای که دون کورلئونه فقیر ( گاد فادر دو ) از لای دستمال بیرون آورد وروی میز گذاشت . گرفتید که چی میگویم ؟ همسرش هم گفت چه گلابی زیبائی و دون را بوسید ....هنوز متوجه نشدید ؟ بی خیال !

+ Ali Tajadod
پنجشنبه 17 آبان1386
همه چی با ما میگنده ...

پ.ن :باز هم از بیست سالگی ( چه خفن بودم !)

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

بهترین برداشت از کاریکاتور : " با این ..."

:(

mrkhalili

+ Ali Tajadod
چهارشنبه 9 آبان1386
هفته ای که رفت ...

1- کارگران و کارمندها تکلیفشان روشن است . اوشان رئیسان خود را می شناسند. اما من و مایی که شغلی آزاد داریم خیلی خوش بینیم  که  فکر میکنیم مستقل ایم . در حالیکه ما هم رئیسانی داریم و برای آنها کار میکنیم . مدیران و رئیسان ما کمی فرق میکنند و شاید جبار تر هم باشند . آنها حقوقی به ما نمیدهند . بل که در ، در آمد ما شریک هم هستند . ما برای آنها کار میکنیم و سر آخر در آمدمان را هم به آنها میدهیم . به عنوان مثال من برای یک موسسه درمانی کار میکنم و دو سوم  در آمد ماهیانه ام را خرج آنجا میکنم . با این حساب اگر در همان موسسه مشغول به کار بودم ، برای خدماتی که آن موسسه به من میداد نباید حقوق میگرفتم و این همانِ فاجعه است ! تو برای چه کسی کار میکنی ؟

 

2- سالها پیش پدرم ، خانمی را نشانم داد و گفت هیچ وقت به این زنها نزدیک نشو ( البته این جمله را بنده بزک دوزک کرده تحویل شما دادم و الا اصل متن چیز دیگری بود ) زن بیچاره چنان تهوع انگیز بود که برای اولین بار بدون سرکشی و جنگ و جدل  پیشنهاد پدر را پذیرفتم . چند روز پیش یکی از همین زنان ویژه در ایستگاه اتوبوس از کنارم رد شد و گفت : "چطوری خوشگله ..!" با دیدن چهره اش که هر آنچه یافت می نشود را روی صورتش امتحان کرده بود ، چنان دچار وحشت شدم که از ایستگاه فرار کردم و چند متری را شتابان گریختم . نزدیک بود گریه ام بگیرد ..همانطور که با بغض در حال گرخیدن بودم سوالی در ذهنم پدیدار گشت : پدرم در آن سالهای دور از کجا فهمید که آن زن ویژه است ؟

 

3- نمیدانم چرا میگویند انسان موجود برتری است ، من میتوانم ثابت کنم که انسان خیلی هم موجود ضعیف و نازک نارجی ای است . یک مثال کوچک بزنم : انسان ماده ، وقتی بار دار می شود نهایت ظرافت و وسواس را به خرج میدهد تا در نهایت بچه ای سالم بزاید ، فیلمهای ترسناک نگاه نمیکند ، غذاهایی که برایش مضر است نمیخورد ، بار سنگین بلند نمیکند ، جاهایی که عطر و بوی زیاد داشته باشد نمیرود و خیلی چیزهای دیگر  اما با همه این شرایط باز هم کودکانی معلول به دنیا می آورند که هیچ دلیل منطقی   و عقلانی برای بیماریشان وجود ندارد اما حالا بیائیم این را با گربه مقایسه کنیم . گربه ماده که ایشان هم  ایضاً باردار می باشند ، برای یک لقمه غذا به هر سطل زباله ای مراجعه میکند ، از روی دیوار پائین میپرد ، وسط خیابان خودش را با رفلکس بدن از تصادف نجات میدهد ، برای یک لقمه نان بیشتر با هر گربه ای ولو  گربه نره درگیر میشود و سر آخر شش ، هفتا بچه سالم به دنیا می آورد همگی سالم ...همگی مامانی ، تا به حال بچه گربه ای با معلولیت ذهنی یا حرکتی دیده اید ؟

 

4-  از منزل که به قصد محل کار بیرون میروید ، واجب آن است که لباسی همچون حمالان به تن کنید و بوی عرق سگ خیس بدهید ، از جورابتان بوی گربه مرده و کفشتان بوی تابوت همان گربه ی مرده بلند بشود  ، دندانتان را با مدفوع سگ مسواک کنید و موهایتان را با ادرار بچه خردسال ( احتیاطاً زیر دو سال ) چرب نمائید . زیرا در این صورت از نیش و کنایه همسرتان و اتهامات وارده در امان هستید .

توضیح المصائب باب 1 رساله آیت الله شیخ الاستعداد درک نشده (داماد و کراواتو (!))

 

5- تا به حال شک کرده اید ؟ به چی ؟ به دنیای بعدی . به زندگی دوباره که وعده اش را داده اند . به زندگی بعد از مرگ . اگر وجود نداشته باشد چه ؟ اصلا اجازه بدهید سوالم را جور دیگر مطرح کنم . چرا ما توقع داریم که باید زندگی بعدی ای وجود داشته باشد ؟ آیا ما میترسیم ؟ ما از اینکه تمام بشویم میترسیم ؟ یا اینکه طماع هستیم و به همین چند سال قناعت نمیکنیم ؟( کم کم دارم پسر فهمیده می شوم!)

 

6- من به اجنه و فرشتگان اعتقاد دارم . لطفا به من نخندید ( خندیدید هم خندیدید ) گاهی اوقات از داخل تاکسی یا اتوبوس که به بیرون نگاه میکنم ، بعضی از اینها را دیده ام  که در پیاده رو قدم میزنند . نمی دانم شما هم تجربه کرده اید یا نه  ؟ یک نفر در پیاده رو قدم میزند و برخلاف جریان حرکت اتومبیل شما حرکت میکند و این وسط مانعی مانند تیر برق یا درخت ، نمیگذارد شما صورت طرف را ببینید . یعنی دقیقا سرعت حرکت شما و سرعت حرکت آن بنده خدا جوری هست که هر چه تلاش میکنید تیر برق مانع رویت صورتش می شود. پیش آمده برایتان ؟ اینها آدم عادی نیستند ...باور کنید

 

7-        گاهی اوقات وقتی لینک وبلاگم را در بعضی وبلاگها میبینم ، انگار بهم تی تاب داده باشند احساس خوبی پیدا میکنم . اینکه صاحب آن  وبلاگ فاخر اندیشه های مرا به تفکرات خودش نزدیک دیده ، ارزش خاصی دارد ...

 

8- خوابیدی بدون لالایی و قصه ....

 

9-      میخواهم یک اعتراف بکنم یکبار برای همیشه.خوانندگان و بینندگان وبلاگ کاریکاتورهای یک استعداد درک نشده و حومه . اینجانب در دوران دبستان و حتی راهنمایی هیچ وقت نتوانستم نمره دیکته ام را بالای ده ، دوازده کسب کنم و حتی یکی دوبار نمره ام زیر صفر شد و معلم نازنینم در کمال بیرحمی و قصی القلبی پا را فراتر گذاشت و به صفر اکتفا نکرد و نمره ام را منفی 7 یا منفی 6 داد ! پس  لطفا گیر ندهید ، خودتان را خسته نکنید ، پیغام خصوصی نفرستید ، خودم از بی سوادی ام مطلع ام و به آن افتخار میکنم (!!)

 

10-  پیرو صحبتهای گذشته ( شماره 9 منظورم است ) یک دوست بسیار خوبم قبول زحمت فرمودند و قبل از اینکه شما این جریانات را بخوانید ، اوشان قبلتر خوانده اند و تصحیح اش کرده اند ... دثتط درد نکنح گلم .

 

+ Ali Tajadod
پنجشنبه 3 آبان1386
با این طرح برگردیم به 20 سالگی من ...

بهترین برداشت از کاریکاتور " ما میکاریم ..."

مدیریت و پادشاهی دست همه هست غیر او . فرمان کج از او و فرمان بردار همه

ببیننده

+ Ali Tajadod