تبليغاتX
کاریکاتوریست درک نشده
پنجشنبه 29 شهریور1386
هفته ای که رفت !

1-      کمبود تاکسی وبنزین باعث شده شبها برای رفتن به خانه دست به دامن  اتوبوس بشوم  و چون آخرین سرویس اش هم هست معمولا خلوت تر است و من با خیال راحت یکجا  پیدا میکنم ، مینشینم ، گوشی را داخل گوشم میکنم و از موسیقی لذت میبرم و تا ایستگاه آخر همه شهر را با خودم در شنیدن موزیک ام شریک میدانم ! احساس میکنم همه مردم با همه گرفتاری شان با همه جنگ ودعواهایشان ، غرق در موسیقی هستند ..حرکاتشان کند تر شده و دیگر به همدیگر نمیپرند دیگر همدیگر را گاز نمیگیرند و همه مهربانتر شده اند ....فکر میکنم آرامانشهر همینجا باشد ...پیدایش کرده ام .

2-      از موسیقی میگفتم ،( شاید خیلی دیر رسیده باشم ! ) اینروزها محسن نامجو بد جور در تارو پودم رخنه کرده ...از وقتی این بابا را شناختم دیگر هیچ نوع موسیقی دیگر ی را نمیتوانم تحمل کنم  اصلا چیزی بهم حال نمیدهد و مدام شعرهای او را زمزمه میکنم ، البته اگر بتوانم چون شیوه خواندنش را فکر نکنم کسی به غیر از خودش بلد باشد ! تاثیر نامجو بر من به قدر بود که وسوسه شدم بروم یک سه تار بخرم و بشینم یک گوشه و تار بزنم ، زار بزنم و بازم تار بزنم ! آن هم من که از موسیقی کپک زده سنتی متنفر بودم و هر وقت تلویزیون این خواننده های مومیایی شده عمل کرده را نشان میداد ، کانال را خفه میکردم !

3-      این روزها احساس میکنم کمی ( فقط کمی ) زندگی دارد رنگی تر میشود ! کم بودنش دلیل دارد ...

4-      نمیدانم ( دروغ میگم خوب هم میدانم !) عمو جغد شاخدار را میشناسید ؟ همان جانوری که در حس  غریضی خودش مرتد شده بود ؟ با اینکه خوب میدانست بنل کوچولو یک لقمه چپش است اما نمیتوانست به او دست بزند ! چون دوستش داشت ...این روزها احساس شاخدار بودن بهم دست داده احساس من با عموی عزیز شاخدارمان فرق میکند تا حدودی ...اما بنلمان یکی است !

5-      این زمینای 99 ساله که اجاره میدن یعنی چی ؟ یعنی اگر من 100 سال زندگی کنم ، اون یکسال را باید کجا بخوابم ؟ بعد از 99 سال قرار داد تمام میشود ؟ وراثمان باید چکار کنند ؟ دندان طمع را از همین الان بکشند ؟

6-      کاریکاتورهای زیادی هست که در ذهنم دارم و گوشه ای یاداشت میکنم ، البته به زبانی که فقط خودم میفهمم ! نه اینکه فکر کنید اینها اسرار هستند ، نخیر چون جور دیگری بلد نیستم بنویسمشان ! مثلا : غذا ، مرد چاق ، سیفون توالت !! بعضی وقتا خودم هم نمیفهمم که چه نوشتم و بی خیالشان میشوم ! دلم به حالشان میسوزد بیچاره ها در نتفه خفه میشوند ! هنوز نیامده میمیرند ! شایدم وضع آنها بهتر باشد ..حداقل حسرت دیده نشدن وحرام شدن را نمیخورند !

7-      ماه رمضان چرا روزه میگیریم  (میگیرید) ؟ آخرین باری که این سوال را پرسیدم خیلی کوچکتر بودم و معلمم یا مادرم یا آخوندم !! گفت : به خاطر اینکه با فقرا وگرسنگان همدردی کنیم ...اما فقرا چرا روزه میگیرند ؟ آنها با کی همدردی میکنند ؟ نمیشد یک ماه در سال فقرا با ثروتمندان و سیران (!) همدردی کنند ؟ و همه هر چه دارند بیاورند یکجا بنشینند و آن قدر بخورند تا بترکند ؟ یک روز در ماه هم فکر بدی نیست ! اما اگر نمیدانید بدانید که جریانی به نام عشای ربانی آخرین یکشنبه هر ماه در کلیساها برگذار میشود که امروزه به صورت سمبلیک این جریان اجرا میشود. در آن روز هم ایمانداردان به مسیح روزه دارد هستند ( اجباری نیست ، ثواب هم ندارد !)...نمی دونی بدون !

8-      ماه رمضان هر چه که نداشته باشد یک حسن خیلی خیلی خیلی خوب دارد و آن هم سنت زیبا و پسندیده آش پختن است ...من که نیت کردم تمام این 30 روز ماه عزیز، هر شب نافم را به آش ببندم !  امیدوارم خدا این نذر مرا قبول کند ! کاش بتوانم هر سی جزء قابلمه را در این ماه عزیز با موفقیت به پایان برسانم ( به امید پنج تن ) اما با آنهمه حبوباتی که دارد خدا رحم کند !( به همه !)

9-      یکی از خوصویاتی که این کاریکاتورستها دارند این است که چیزی را که یاد میگیرند به هیچ کس یاد نمیدهند !( ابته بازهم همه را با یک چوب نمیرانم و این بار با چنتا چوب چند نفر را میرانم ! ) یکبار یادم هست زنگ زدم به موسسه گل آقا و سراغ یک کاریکاتوریست معروف را گرفتم  ، چون علاقه زیادی یه این کارتونیست داشتم و دارم ، خواستم سوالی در مورد چگونگی رنگ آمیزی کارش بپرسم اما خانم منشی انگار که من سراغ پریزیدنت را ازش گرفته باشم جوری حالی ام کرد که نباید همیجوری سرم را بیاندازم پائین و شماره بگیریم ! البته شاید جناب کارتونیست خیلی مهربانتر باشد و اگر از خودش سوال میپرسیدم جواب مرا میداد ، این همه مخ خوردم که بگویم اگر دوستان طالب یاد گیری ( طلاب !) سوالی راجع به کاریکاتور داشتند من هم این دوزار چیزی که در این ده دوازده سال یاد گرفتم را روی داریه (!) میریزم .. بیائید جمع کنید ببرید ، مفت چنگتان

10-    کم کم میخواهم از این تحریمی که خودم برای خودم درست کردم بیرون بیایم ..اگر اینجا کار کمتر و دیر به دیر میگذارم به خاطر این است که دارم روی چنتا کار با پدر مادر کار میکنم تا شاید از این شعب ابیطالب ( درست نوشتم ؟) بیرون بیام ، از غار بزنم بیرون  ...حالا زمان این رسیده است که رسالتم را علنی کنم !

 

 

+ .:ALI TAJADOD:.
پنجشنبه 22 شهریور1386
شستشوی مغزی

برای بزرگتر دیدن کلیک کنید

بهترین برداشت از کاریکاتور " که دیدار.."

وای مرد اون گله رو باش داره زوزه می کشه دیگه به هیچکی نمی شه اعتماد کرد

گمشده

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

 پ . ن : کاریکاتوریست دارد پوست می اندازد (دقت کردی ؟!)

+ .:ALI TAJADOD:.
چهارشنبه 14 شهریور1386
که چی ؟

 

 که چی هی من کاریکاتور بکشم و شما ببینید ؟ آخرش قرار است مگر چه بشود ؟ ده سال بعد من همینطور درک نشده  و گور به گور می مانم وشما هم هی می آئید مرا میبینید و نمی بینید و  به به و چه چه میکنید و نمی کنید ! در حالی که میدانم خیلی از شما اصلا درگیر فلسفه اصلی طرحهایم نمی شوید !! نمی خواهم چس ناله کنم  ( در حالی که استاد این کار هستم !) نمی خواهم روده درازی کنم ..در یک کلام از این وضعیت خسته شدم ! اوقم گرفته و در حال بالا آوردنم وگاهی پائین آوردن ...

روز اول که به فکر  ایجاد وبلاگ بودم فقط دلیلم این بود که یادم نرود که زمانی چه آرمانهایی داشتم و یادم نرود که تنها هدفم این بود از طریق کاریکاتور دنیا را بگردم و با آدمها آشنا بشوم ! اما هر روزی که به سنم اضافه میشود و هر روزی (همان روز !) که از عمرم کم می شود ! احساس میکنم چسبنگدی این خاک پرگه ر بیشتر می شود و من توی همین جهنم ماندنی هستم !

 بگذریم ...

فکر این را که  از این به بعد نمی خواهم کاریکاتور بکشم ،  از مغز ناشکیبایتان شوت  کنید ! من سگ جان تر از این حرفها هستم  و از رو نمی روم ! و حالا حالا ها بیخ ریشتان خواهم بود ! اما کاش می توانستم حرفی را که در دلم دارم بگویم اما باز میترسم مثل آن جریان بشود و برای خودم دشمن تراشی کنم ... اصلا بی خیال

پ.ن: میشه لطفا نظرتون رو درباره هدر ( عکس بالای صفحه) بدون هیچگونه رودرباسی بهم بگین ، به قول یکی از دوستان با دیدنش احساس میکنید من چگونه جانوری هستم ؟!

+ .:ALI TAJADOD:.
پنجشنبه 1 شهریور1386
که دیدار تو اسمش شد ...خیانت

برداشتی آزاد شعری در وبلاگ افسانه های پائیزی

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

بهترین برداشت از کاریکاتور پست قبل

 عزا یا عروسی چه فرقی می کنه وقتی قراره دیگه نباشیم؟ 

فریبا

+ .:ALI TAJADOD:.