
پ.ن :به مدوسای گلم قول داده بودم یک کاریکاتور شاد و خنده دار پیشکش اش کنم ...خیلی گشتم و این یکی را پیدا کردم ! همین هم بر میگرده به چندین سال پیش که هنوز کامپیوتر را کشف نکرده بودم !!حداقل ظاهرش که شاد است ! ! .... تقدیمش میکنم به تو که باید همیشه بخندی ....
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
بهترین برداشت از کاریکاتور پست قبل :
کوروش: ديرترها از خانه طرد می شدم...حالا از کشورم نيز..!
Yasi
*-*-*-*-*-*-*-**-*-*
بهترین برداشت از کاریکاتور پست قبل :
گویا آدم ها رو وقتی که ديگه به کارمون نمی آن با اشيا تو خونه اشتباه می گيريم و اگه مستعمل باشن می ريزيمشون دور!
ممنون از مدوسای گلم و خانم شهرزاد (!)
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
نظر به اینکه من این روزها آرزوهایم را خط زدم تا بقیه به آرزویشان برسند، پس قائدتن آرزویی نخواهم داشت ! اما...
همیشه فکر میکردم آرزوی هر کس باید آنقدر منطقی باشه که خودش بتوانه برآورده اش...اما یک سری آرزوهایی هست که روح انسان رو میخورد و میجود و قلقلک می دهد و سر آخر قورتش میدهد ...این آرزوها را نمی شود به کسی گفت چون انسان را مشنگ می پندارند ! آرزوهای من این هاست ...آرزوهای محال :
در آخر :
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
طوبی عزیزم امیدوارم این بار مرا ضایع نکند و دعوتم را قبول کند . چون اگر بنویسد میدانم خیلی خواندنی خواهد بود
خواهر گلم م ر ی م ، سارا ی خوبم و ( کی دیگه مونده آخه ؟!) دوست دارم بدونم چه آرزوئی دارند .
بچه ها شوخی شوخی
به قورباقه ها سنگ میزنند
وقورباقه ها
جدی جدی میمیرند
.......
دیشب تصادف کردم !
توی راه شیری بودم ! که خوردم به یک بشقاب پرنده از این شیک و پیکها ! اسمش چی بود خدایا ؟ اولش.... HyP بود !
اون دنده عقب گرفته بود . و من هم خوردم بهش !
*+*+*+*+*+
بذار از اولش بگم : سه یا چهار روز پیش بود... تو همون راه شیری ... من از بشقاب اون خوشم اومده بود آخه تا حالا هیچ بشقاب پرنده ای به اون قشنگی ندیده بودم ..اینو هم بهش گفتم ...
کلی رفیق شدیم ..اسمش ABOOTبود...خیلی هم روشن فکر.. هزار سالش بود ( البته به سال نوری !) و خیلی هم خوابش می آمد ...به همه چیز بدبین بود ..از همه چیز متنفر ... هر شب ساعت 8 به وقت اورانوس!! میدیدمش ..تا اینکه پریشب بهش گفتم من نمیتونم اینجا زیاد بمونم و کارهایی توی زمین دارم ...و شاید نتونم هر شب بیام ...شاید هم رفتم و دیگه ندیدمت ..اما نمیدونم چی شد که یکدفعه ....گازشو گرفت و رفت ....
*+*+*+*+*
دیشب تصادف کردم ...دیشب یه بشقاب پرنده دنده عقب گرفت زد و درب وداغونم کرد ..اول اسمش ... HyP بود ...خوردم کرد ...هیچی از جلو بندی بشقاب پرنده ی من نموند!!
پیاده شدم رفتم طرفش و بهش گفتم :
" کاری از دستم بر میاد ؟
-آره
خفه ميشی ؟؟ "
*+*+*+*+*+*
وقت برگشتن به زمین با یه وسیله عمومی برگشتم چون دیگه هیچی از بشقابم نمونده بود !! یارو راننده این آهنگو گوش میداد :
....
اونقده میریم که ساحل
از منو تو بشه قافل ..
قایق و با هم میرونیم
اونجا تا ابد میمونیم
جایی که نه آسمونش
نه صدای مردومونش
نه غمش
نه جنب وجوشش
نه گلای گل فروشش
مث اینجا آهنی نیست ...!
...
نمیدونم......
نمیدونم .... این مدینه فاضله کجاست ؟
..هر کجا باشد.... اینجا نیست !
بهتریین برداشت از کاریکاتور پست قبل :
تشنه يه قطره قشنگی..!
باز هم اسپایدر مرد !
*-*-*-*-*-*
مدوسای عزیزم ...ممنون که دعوتم کردی ...میترسم مثل بازی یلدا بشه ! بذار کمی فکر کنم