تبليغاتX
acts of an unknown caricaturist
یکشنبه 20 اسفند1385
با بال شکسته پریدن هنر است

هروقت که ، به خاطر مناسبتی گذر زمان را حس میکنم( مثل همین نوروز یا کریسمس یا تولدت  یا تولدم !) دوباره یادم می آید که چه جنایتی علیه ما صورت گرفته .! چقدر نفرین پشت سر ما بود ؟ چند نفر دشمن قسم خورده داشتیم ؟

مرا ببخش دوست من اگر باز هم غمگین میکشم ...اگر این دم عیدی حالت را میگیرم ، مر اببخش اگر نمی توانم موسم بهار را از بوی لجن تمیز دهم ، مرا ببخش دوست خوبم اگر نمی خندم  و نمی خندانم ... آخر صندلی چرخدار کابوس من است ..

هر بار که از کنار همین فروشگاه های کالای پزشکی میگذرم با خودم میگویم : برو بپرس چنده ؟ چه رنگایی داره ، چه انواعی داره ....اما سری رویم را برمیگردانم و خودم را به کوچه علی چپ میزنم و با خودم میگویم : خوب میشه علی.... خوب میشه ...تحمل کن ...

مرا ببخش خوب من اگر فرشته طرح من ، از جنس باربی و راپونزل نیست ...ببخشش اگر برای پرواز تقلب میکند...مرا ببخشش اگر غمگینم  ،  چون شهرزاد من فقط قصه های غمگین بلد است ...

 

+ Ali Tajadod
دوشنبه 7 اسفند1385
مرخصی اجباری

سلام

فکر کنم چند روزی نباشم ...شایدم چند هفته ! یک سری کارهای دنیوی دارم که باید انجام بدم !! نزدیکای سال نو میام و دوباره بهتون سر میزنم ...حیف شد داشتم روی یک کمیک استریپ کار میکردم به نام اره با حضور برادران : احمدی نژاد و جرج بوش !! بله همون فیلمی که دو نفر با زنجیر پاهاشون بسته شده به لوله و باید یه بازی رو شروع کنن ..اما حالا حوصله تموم کردنشو ندارم  باشه برای دوره بعدی ریاست جمهوری !! ...

این کاریکاتور بالا رو از آرشیو کش رفتم ..یادتونه ؟

فعلا شب به خیر !

+ Ali Tajadod