تبليغاتX
acts of an unknown caricaturist
سه شنبه 30 خرداد1385
در اندیشیدن خطر مکن

اين کار آخر من علنی نيست ...حداقل من اينقدر رو ندارم !

ورود با ادبها ، با کلاسها و خانومها ممنوع

ورود بی ادبها ، بی کلاسها ، دريده ها ، سليته ها !! و آقايان آزاد !!!

حالا بيا تو !!

+ Ali Tajadod
چهارشنبه 24 خرداد1385
بازی آزادی با سانسور چند چنده ؟

             

+ Ali Tajadod
پنجشنبه 18 خرداد1385
با ریشه چه میکنید ؟
 
+ Ali Tajadod
چهارشنبه 10 خرداد1385

                               کلیک کن

تقديم به مانای عزيز که به خاطر هيچ و پوچ در بازداشت است ! تا تولدش را با سوسکهای سلولش جشن بگيرد و کک کسی هم نگزد ! روی کار کليک کنيد تا کاريکاتور را در جای اصليش ببينيد( اميدوارم البته کتاب کابوس اثر اين هنرمند را پيشترک خوانده باشيد)

+ Ali Tajadod
دوشنبه 8 خرداد1385
باز هم ...رازقی پرپر شد
+ Ali Tajadod
شنبه 6 خرداد1385
فیلمنامه غیرت ملی !

          

 

        

 داخلی  / دادگاه

جلسه رسمی است

قاضی : شما به اغتشاش ، رعب و وحشت ، بر هم زدن نظم عمومی وخصوصی و ورود غیر مجاز به حریم خصوصی افراد متهم هستید ..اگر دفاعیاتی دارید میتونین برای دادگاه قراعت کنید

( معاون قاضی جلوتر می آید تا چیزی در گوش قاضی بگوید ) : جناب قاضی اصل کاری  یادتون رفت! 

قاضی : چی ؟

- توهین به مقدسات آذری ها ( ترکها )!

قاضی : اوه راس میگه ! شما به حتک حرمت به هموطنان  آذری نیز متهم هستید در این باره چی دارین بگین ؟

متهم : جناب قاضی من اول از همه صلاحیت این دادگاه رو قبول ندارم .بعدش هم من در حضور هیئت منصفه فقط صحبت میکنم ...تازشم شما خودتون از هموطنان عزیز آذری هستین معلومه که آخرش چی میشه دیگه بزن تعطیل کن دادگاه رو !!

قاظی با چکش به میز میکوبد لیوان آب روی پرونده بر میگرددو حضار می خندند !

- نظم دادگاه رو رعایت کنید ( پرونده را به معاونش میدهد تا روی شوفاژ بگذارد که خشک شود ) کی گفته من ترک هستم ؟ من لحجه ام اینجوریه فقط ..اون هم به خاطر چند سال پیشه که در یکی از شهرهای آذری زبان  دانشجو بودم ..چی شد آقا خشک شد ؟..بعدش هم شما احتیاج به وکیل ندارید ..جرم شما اونقدر سنگین هست که هیچ وکیلی پرونده شما رو قبول نکرد ..حالا اگه میخوای زودتر به پرونده ات رسیدگی بشه دفاعیات خودتو شروع کن ..چی شد این پرونده ؟

متهم : جناب قاضی این من هستم که اعتراض دارم ...بله من! ..ما موجودات بیچاره چه گناهی کردیم که همیشه باید سرکوفت بخوریم ..همش باید له بشیم ..تحقیر بشیم ...بیرون انداخته بشیم ؟..ما به خودی خود موجودات نفرت انگیزی هستیم ..چرا شما با تشکیل این دادگاه های ساختگی بر نفرت مردم از ما می افزائید !!؟..مگر اون سالی که  فرانس کافکا اون کتاب شیطانی را نوشت و موجودی خبیس را به یک سوسک تبدیل کرد ما اعتراضی کردیم ؟ بانک ملی آتش زدیم ؟..روزنامه آتش زدیم ...؟ تو خیابون راهپیمایی کردیم ؟ بیانیه صادر کردیم ؟نه جناب قاضی ما این کارها رو نکردیم ! این همه کارتون و فیلم علیه ما ساخته شده ..ما دم بر نیاوردیم و سیاست تساحل وتسامح را پیش گرفتیم ...( لیون آبی را که جلویش قرار دارد بر میدارد تا آب بخورد لیوان خالی است ! سر جایش قرار میدهد ..!)

قاضی که در صندلی اش فرو رفته خودش را صاف  میکند

- کی گفته ما به شما بی احترامی میکنیم ؟ اگه نمیدونی بدون.. یکی از رمزهای بی سیم پلیس ما در سالهای سازندگی  این بود : از سوسک سیاه به خر مگس ! و بالعکس !!

- جناب قاضی در این مدتی که من در بازداشت بودم بدترین شکنجه ها و تحقیرها را تحمل کردم  ..چندین وچند بار منو تا پای دمپایی بردند  و زحله مرا ترکاندند ! بازجوی من نقاب قرمز رنگی میزد که رویش با حروف بزرگ و زرد عبارتPif Paf  نوشته شده بود !.. قلمی را که به من داند تا اعترافات خودم را بنویسم از نوعی قلم ضد سوسک بود که باعث افسردگی سوسکها می شود ! واثرات آن هنوز هم در من وجود دارد ...چندین بار سکانس آخر کارتون زندگی یک حشره را برایم نمایش دادند که رئیس سوسکها خوراک اون گنجشک قوی هیکل میشه ...این عدالت نیست ...این...عد.. ا....ل...ت ...نی...س....ت....( به گریه می افتد )

 

 

دیزالو به چهره تک تک حضار که احساساتی شده اند ...موزیک ابتدائی فیلم تایتانیک روی این صحنه است ..کات به متهم که لیوان آب را بر میدارد تا جرعه ای بنوشد اما لیوان خالی است ..دیزالو به قاضی که ا اشاره سر و صورت ه معاونش میگوید که پرونده خشک شد یا نه ...فید اوت !

فید این :

قاضی : رای دادگاه بعد از رسیدگی مجدد مجرم بودن متهم را تائید و اورا به یکسال دوری از کابینت آشپزخانه

دستشویی ...حمام ...روزنامه ایران !!! محکوم مینماید !..این رای ...

متهم : ...نه.....من اعتراض دارم ....نه ...

قاتضی : ...قابل فرجام خواهی بوده ...

- این عدالت نیست ....جیر جیر ..جیر ...

- و متهم ....

- آی ....جیر جیر ...من اعتراض دارم ...

خارجی / بیرون دادگاه / روز

معاون قاضی در حالی که موبایل اش را به قاضی که در حال پائین رفتن از پله های دادگاه است نشان میدهد :

قربان بیبینید چه مسیجی برام اومده !

- ها چیه بخون ..؟

آقا یه روز یه ترکه میره ....

فید اوت

تیتراژ میرود ...صدای خنده و ریسه رفتن روی نوشته هاست !

Fine !

 

+ Ali Tajadod
دوشنبه 1 خرداد1385
تقدیم به مسافر کوچولوی قلابی
  • من ، هم مسافر هستم و هم کوچولو ..شايد تو هم باشی
  • اما اينجا ماله منه ..و تو هم مثل امريکا هيچ ... نمی توانی بکنی !
  • و ضمن اينکه هيچ ...نمی توانی بکنی حتی يک خط صاف هم نميتوانی بکشی چه برسد به کاريکاتورهای درک نشده !!
  • علی تجدد ( روابط عمومی وبلاگ کاريکاتورهای يک استعداد درک نشده )
+ Ali Tajadod