تبليغاتX
acts of an unknown caricaturist
چهارشنبه 30 فروردین1385
به دریا که میروی آفتابه را فراموش نکن

 

+ Ali Tajadod
شنبه 26 فروردین1385
آسمون سنگی شده ...
+ Ali Tajadod
پنجشنبه 24 فروردین1385

  تو احتياج به معجزه نداری

 تو احتياج به رحمت الهی نداری

      تو نياز به عقل داری ....

 وقت خدا را نگير !

           گل من ساقه اش شکسته .....

+ Ali Tajadod
شنبه 19 فروردین1385
کاسب روشن فکر !

+ Ali Tajadod
شنبه 19 فروردین1385
روشن فکر کاسب

        

دایی جان ناپلون : کار کار انگلیسی هاس

مسافر کوچولو : اما به نظر من کار کار بی شعوراس !!

*  *  *

معلمی داشتیم که باعث و بانی  مشکلات مملکت را شیطان بزرگ می دانست! حتی دیر آمدن ما به کلاس !!

البته این مشکل از جاهای دیگری آب می خورد(سر چشمه این آب روان از کجاست ..؟!!)

چند وقت پیش ایمیلی به دستم رسید و این عکس داخلش بود بار اول که دیدم مثل خیلی های دیگه با خودم کلنجار رفتم تا ببینم واقعا شباهت داره یا نه ! ولی من چقدر مثل سازنده این کار احمق بودم ! در لحضه اول هیچ با خودم فکر نکردم که کسی که واژه لاتین کوکاکولا را پپسی می خواند چطور می تونه از کج و معوج کردن اون یک عبارت تازه پیدا کنه تا به خیال خودش مچ شیطان بزرگ را بگیره ؟!!

برادر یا خواهر بی سواد من!! این همه وقت گذاشتی و این شاهکار را ساختی ! چرا راه دوری میروی ؟ تا به حال ریش مدرس را گشتی ؟ که داخلش همه جور حیوانی به غیر از شپش پیدا میشود ؟ تا به حال با هزار تومنی ور رفتی ؟ فقط بلدی آرم " پپسی " را به چالش بکشی ؟!! و شیکاگوبولز را برعکس کنی ؟  حالا هم که یک عده دیگر نه گذاشتند و نه برداشتند مجسمه آزادی را به زانو در آوردند !!

ما یا زیادی می فهمیم یا نفهمیم !!

 

* * *

  دایی جان ناپلون : با این احمقا باید چیکار کرد ؟

مسافر کوچولو ( در حالی که پا روی آن یکی پایش می اندازد و چانه اش را به طرز حرص در بیاری می خواراند) : باید بردشون سانفراسیسکو !!

همین !

+ Ali Tajadod
یکشنبه 6 فروردین1385
بگو با بهار بر میگردی

هيج چيز به من حال نميده ! نه روز نو !‌نه کفش نو! نه سال نو! 

 بچه که بودم کفش نو که می خريدم  همون لحضه اول  کفش را در ۴ماه بعدش تصور ميکردم که چه حال نذاری پيداکرده ! و اصلا لذتی از اون ديگه نمی بردم! اين نه فقط در کفش بلکه در همه چيز برايم صدق ميکرد و ميکنه !

+ Ali Tajadod