تبليغاتX
کاریکاتوریست درک نشده
پنجشنبه 11 تیر1388
من آن سبزم که رُستن را تو آخر بردی از یادم

اینروزها خیلی ها در وبلاگشان نوشته اند سالهای بعد چنین و چنان خواهدشد و حکایت امروزمان و این ماجراهای اخیر در تاریخ ثبت خواهد شد و ما برای نوه هایمان از باتومهایی که خوردیم و تیرهایی که به گلویمان فرو رفت و رای که دزدیده شد می گوییم.می گوییم حقمان پایمال شد ، به حقوقمان ت.جاوز شد  و چه و چه ...

 فیلم رودخانه مروز ( کلینت ایستوود ) مردی "دیو بویل " نامی دارد که وقتی در کودکی با دوستانش در کوچه بازی میکرده توسط یک منحرف جنسی و یک منحرف مذهبی منحرفتر جنسی فریب داده و دزدیده می شود و چندین بار مورد سوء استفاده آن دو نفر قرار میگیرد و آخر فرار میکند . دیو بزرگ می شود و حالا کودکی دارد درست همسن سال همان وقتهایی که دزدیده شده بود . دیو نمی خندد صورتی رنگ باخته و سردی دارد و توی خودش است و هرگز آن اتفاقات سالهای دور را فراموش نکرده اما برای کسی تعریف نمی کند و سر آخر میمیرد . کشته می شود و نمی گویم چرا کشته می شود چون ربطی به داستان ما ندارد و حواست پرت می شود .

وقتی دو دوست دیگر در انتهای فیلم بهم میرسند این یکی ( که پلیس شده ) از آنیکی ( که قاتل دیو است ) سوال میکند که دیو را آخرین بار کی دیده است و آنیکی میگوید : آخرین بار وقتی 6 سالش بود دیدمش ، توی یک ماشین سیاه نشست و رفت...

 نمی دانم تو چه میکنی میروی می نشینی برای نوه ات ، بچه ات همینطور که داری توی آشپزخانه غذا را هم میزنی تعریف میکنی یا نه . اما من هیچ میل ندارم به کودکم بگویم سال هزار و سیصد هشتاد و هشت بر من و در من چه رفت .

 

 

 

+ .:ALI TAJADOD:.
دوشنبه 8 تیر1388
جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد

کلیک کن

پ.ن :گیرم که میزنی ، با آن دمی که زده از پشتت بیرون چه میکنی ؟

+ .:ALI TAJADOD:.
چهارشنبه 3 تیر1388
قبول، فحش کشدار بدهیم

آقا یاخانم مجری بی شرف صدا و سیما احترامن سلام علیکم .

خواستم خدمتتان عارض بشوم که من هم دورانی چون تو بودم . همکارت بودم و قبول میکنم که بی شرف هم بودم . چون همان کاری میکردم که تو می کنی ، همانطوری می پوشیدم و ته ریش میگذاشتم که تو می پوشیدی و میگذاشتی ، همان چرندیاتی را می گفتم که تو میگویی.

دیشب کفگیر ماکارونی را پرتاپ کردم طرفت و منزل را عصبانی کردم و مونیتور را ماکارانیویی (!)دلم خنک نشد زیاد ، اما حقت بود بس که مزخرف میگویی اینروزها . کاش مزخرف بود فقط . نمی دانم واقعن خیلی تمرین کرده ای که اینطور حیوان صفت بشوی و اخبار را با صدایی که ته حلقومت می اندازی آنطوری بگویی که اربابانت یادت میدهند یا کلن استایلت همینطوری است ؟

من زدم بیرون از آن ارگان وامانده هیچی نداره بی .. ( حذف به قرینه ناموسی ) . از گشنگی مردم ؟ نمردم که ، تازه وضع مالی و روانی ام بهتر هم شد . چه قدر خندیدم آنروزی که مدیر تولیدمان را سنگ روی یخ کردم و هنگام پخش زنده در برنامه حاضر نشدم و برنامه بدون مجری روی آنتن رفت و فردایش عذرم را خواستند امروز اما شادمانم که آنجا نیستم .  آقای مدیر تولید از حرص ماحتتش تبخال زد .

چقدر باید با C130 به دیوار بخوری و فله ای نابود بشوی ، چقدر باید بچه ات پاک کن بخورد تا عبرت بگیری  ؟ ناله نفرین مردمی که بهشان برچسب میزنی پشت سرت است تا ابدالاباد .

کاش خجالت میکشیدی از مردمی که با آنها هر روز معاشرت میکنی و اتهام میزنی بهشان. راننده تاکسی را جاسوس موساد میخوانی اش  ، سبزی فروش را منافق ، سوپر مارکتی ها را مامورین " کا گ ب " و رفتگرها را باقی مانده انقلاب نارنجی اوکراین و مابقی را همینطور کتره ای آشوبگر و اوباش و عوامل خارجی و نمی دانم چی  . آنانی را که تا دیروز آفتابه به گردن از سیمایت نشانشان میدادی روی تخت بیمارستان به تصویر می کشی و چس ناله میکنی برایشان که نامبردگان سطور بالا برای حفظ جان و ناموسشان و دفاع از خود یک چکی چیزی خوابانده اند در گوش آن نره خرها و اوف شده اند .

امروز افتخار میکنم از مردمی هستم که اربابت خس وخاشاک می داندشان و چون تو بی هویت و سر سپرده نیستم .

والاسلام

کارتونیست درک نشده عصبانی 

پ.ن : تیتر سلامی دارد به علیبی

+ .:ALI TAJADOD:.
یکشنبه 31 خرداد1388
از تو کوچه زیر پل مردن که بهتره...

       

در انیمیشن رئیس دهکده که گویا نگاهی آزاد دارد به کتاب مزرعه حیوانات فصلی است که خروسی روی سن میرود و استند آپ کمدی اجرا میکند و از آن بالا گیر میدهد به بوقلمونی که پایش را روی سن گذاشته و برای شوخی( که معمولن اینجور مواقع یکنفر را می اندازند وسط تا دیگران به او بخندند ) به او  با رذالت می گوید :

شما بوقلمونها همگی آخرش حلیم میشوید ( خنده حضار )

و کمی بعد برای دلجویی گویا می گوید :

خب ، همه ما میمیرم اما شما میدونید برای چی میمیرید

+ .:ALI TAJADOD:.
پنجشنبه 28 خرداد1388
حمید ؟ زشت نیست واقعن ؟
حالا توی این هاگیر واگیر این تبلیغ رب گوجه فرنگی تبرک روی اعصاب لایی میکشد ناجور . با صدای جاودانه و تاریخی استاد هاشمی که پیشترک از او بدو بدو ساعت دو شبکه دو را می شناختیم :

ایرانی پیامک بزن ، جایزه ببر ررررررررررر ....

+ .:ALI TAJADOD:.
چهارشنبه 27 خرداد1388
سبز سبزم ریشه دارم

برایمان مهم نبود که بازی برده را مساوی کردید. حتی اگر امشب نتوانستید به جام جهانی صعود هم کنید مهم نیست . همان مچ بندهای سبزی که به دستتان بسته بودید برایمان یک دنیا می ارزید . مهم این هم نیست که چرا نیمه دوم بازی بازشان کردید. حالا دیگر آن بازیکنان از دماغ و جای دیگر فیل افتاده نیستید . از ما بودید و به ما برگشتید . خوش آمدید قهرمانان وطن

پ.ن : عکس

+ .:ALI TAJADOD:.
شنبه 23 خرداد1388
این برام شکسته اما تورو صادق میدونستم
خب این هم از این . تمام شدو رفت . اما سر درد من تمام شدنی نیست . تمام دیروز یک شادی غریبی داشتم . تمام مدتی که مردم به خودشان روبان سبز آویخته بودند من خجالت میکشدم این کار را بکنم . اما دیروزبه آنتن ماشین روبانی سبز گره زده بودم . مردم خوشحال بودند مثل من...

بهتر است برگردیم سر درس و مشقمان و زندگی را مجدد دنبال کنیم . من دخترم را میبرم کلاس و برای آینده اش نگران می شوم و تو کلاس کنکورت را برو و مواظب باش مانتو ات کوتاه نباشد و موی سرت از این سیخ سیخی ها .

شاید فردا آنقدر هم بد نباشد که فکر میکنیم. کسی چه میداند .

یکنفر برود اطراف وزارت کشور و دست برادران و خواهرانم را بگیرد ببرد خانه

+ .:ALI TAJADOD:.
جمعه 22 خرداد1388
حالا دیگه تورو داشتن خیالِ

خب من هم رای دادم و دستم به جوهر استامپ هنوز آغشته است . البته به خاطر شغلم دستو پر من همیشه استامپی است و هر که مرا ببیند فکر میکند همیشه و در همه حال دارم رای میدهم تا مچ !

باری جا دارد در آخر برنامه تشکری کنم از واحدهای امپکس و نودال ( این یاران جدا نشدنی کی هستن کلن ؟) و جناب دکتر که ریاست جمهوری را بعهده داشتند ، از همینجا خداحافظی عمیق مرا بپذیرید.

نامهربان نباشید دوستان به هر حال آقای دکتر کمترین کاری که کرده برای کشور  ، همین توسعه و رشد مخابرات کشور مخصوصن بخش اس ام اس آن بوده و من اعتراف و میکنم هیچ دولتی به اندازه دولت نهم این حجم اس ام اس را نداشته . نسبت به دولت آقای موسوی که عالیــــه !

حالا هم اگر به قول دوستان فرشته ها رای ریختند در صندوق فکر نمی کنم لازم باشد این را متذکر بشوم  که دکتر آنقدر با معرفت و لوتی  هستند که این شوخی هایی که ما ظرف این چند روز با ایشان کردیم به دل بگیرند . به خصوص این روزهای آخر که حس طنازی مان شدت گرفت .

+ .:ALI TAJADOD:.